خرید بک لینک
ای هیمنه ی شرقی بیدار شدن ها زیبایی ی زیبایی ی تکرار شدن ها با نام تو آغاز دوباره ست غزلهام آغاز دوباره ست پدیدار شدن ها برخیز و بیفشان سرودستی که قراراست پامال شود بر سر انکار شدن ها باران که نباشد خبر از عشق وغزل نیست برهم بد

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 10:26

ای مانده ترین غصه زاندوه بهاران من ابر ترین قصه ام ای حسرت باران سودای نگاهیست دل گم شده ی من در پیچ وخم بیش وکم وسوسه داران دلواپسی ام دوخته بر دلهره هایم تاکی بدمد شعله زشیدایی یاران تبخال لب شب شده مهتاب دل من رفته ست دل

برچسب: حسرتباران, نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 10:26

(به آنکه نمیدانم دور است یا نزدیک...اما همیشه هست )سلام یار صمیمی همیشه دور از من شتاب سرزده از تو دل صبور از من برای دیدن من تو همیشه بی تابی اشارتی زتو کافیست تا حضور از من...!! در آرزوی رسیدن به خاک پای تو ام کسی ندیده غبار غ

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 10:26

چه سال گرم و غبار آگین چه سر زمین بلا خیزی شگفت اینکه دل شیدا به پای خویش نمی ریزی!!! همیشه ابر نمی بارد که گاه شرجی تکراریست همیشه رود نمیخواند چه سرنوشت غم انگیزی!!! دریغ از دل بی بستر کنار کوچه ی خاکستر بنام داغ سپیداران به مو

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 10:26

سلام دختر باران تراوش جاری شمال عشق تویی که همیشه می باری ترانه های لبت را به بوسه خواهم برد چقدر قند مکرر به روی لب داری شتک بزن به دلم تا غبار بنشیند چقدر روی دلم داغ عشق می کاری؟ کنار سایه ی گیسوی تا ابد یلدات چه می شود که دلم را هم

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 10:26

گاه ابری پای خود را بر سرت جا میگذارد گاه مرغ آرزویی در دلت جان میسپارد گاه گاهی کور سویی می دمد سو سو زن ازدور لحظه ی دیدار اورا نبض نبضت می شمارد در سراشیب نبودن می توان ماند ونیفتاد میشود در سینه ی تو یکنفر باغی بکارد میشود از عش

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 10:26

این خانه بر گلدسته اش خورشید حـــیران میشود در صحـن آن هــر ذره ای صــد مـاه تـابـان میـشود اینجا فراتی تشنه یک جرعه ی مشک است ومن جانم چو قـطره قـطره از حسرت پـریشان میـشود این کیست کین سان تاخته جان را به جانان باخته کــز ارتـفـاع غــ

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 10:26

جام بلورین بلابی مل استساقی این باده صنم کاکل استای فوران فلک فطرتمرایحه ی میکده ی عترتممنگ می هشت وچهار تو ییمآینه گردان بهار توییمرقص به میدان بلا مستی اتسیل فنا گستره ی هستی اترنجه به شمشیر اگر جان توستهفت فلک مست وغزلخوان توستای دو جه

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 10:26

آن کس که رنگ بی کسی از دل سترده است ما را شبی به سینه ی گرمش فشرده است سوسوی چشم او که چراغ سپیده است از چشم آسمان وزمین خواب برده است فتوای آسمانی عشق است اینکه گفت : هرکس که عاشقانه نزیسته ست مرده است در جزر ومد عاشقیش پرسه می زند

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 10:26

زیر رنگین کمان گیسویت بامدادم مدام بارانیست دل که دلدارت از ازل بوده ست در تب وتاب دوره مهمانیست آسمان اشک شوق می ریزد بر زمین دل بیا بانم مستم امروز چون دلم گفته ترسم از خشکسال فردا نیست های مردم من از شما بودم عاقل وبالغ و ادب گفتار

برچسب: نویسنده: سجاد مرادی تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 10:26

صفحه بندی